فهرست
غزلیات دیوان
شمس
----------------------------- ۱. ای
رستخیز
ناگهان وی
رحمت بی منتها
۲. ای طایران
قدس را عشقت
فزوده بال ها ۳. ای دل چه
اندیشیده ای
در عذر آن
تقصیرها ۴. ای یوسف خوش
نام ما خوش می
روی بر بام ما ۵. آن شکل بین
وان شیوه بین
وان قد و خد و
دست و پا ۶. بگریز ای
میر اجل از
ننگ ما از ننگ
ما ۷. بنشسته ام
من بر درت تا
بوک برجوشد
وفا ۸. جز وی چه
باشد کز اجل
اندررباید کل
ما ۹. من از کجا
پند از کجا
باده بگردان
ساقیا ۱۰. مهمان
شاهم هر شبی
بر خوان احسان
و وفا ۱۱. ای طوطی
عیسی نفس وی
بلبل شیرین
نوا ۱۲. ای نوبهار
عاشقان داری
خبر از یار ما ۱۳. ای باد بی
آرام ما با گل
بگو پیغام ما ۱۴. ای عاشقان
ای عاشقان
امروز ماییم و
شما ۱۵. ای نوش
کرده نیش را
بی خویش کن
باخویش را ۱۶. ای یوسف
آخر سوی این
یعقوب نابینا
بیا ۱۷. آمد ندا از
آسمان جان را
که بازآ الصلا ۱۸. ای یوسف
خوش نام ما
خوش می روی بر
بام ما ۱۹. امروز
دیدم یار را
آن رونق هر
کار را ۲۰. چندانک
خواهی جنگ کن
یا گرم کن
تهدید را ۲۱.
جرمی ندارم
بیش از این کز
دل هوا دارم
تو را ۲۲.
چندان بنالم
ناله ها چندان
برآرم رنگ ها ۲۳.
چون خون نخسپد
خسروا چشمم
کجا خسپد مها ۲۴.
چون نالد این
مسکین که تا
رحم آید آن
دلدار را ۲۵.
من دی نگفتم
مر تو را کای
بی نظیر خوش
لقا ۲۶.
هر لحظه وحی
آسمان آید به
سر جان ها ۲۷.
آن خواجه را
در کوی ما در
گل فرورفتست
پا ۲۸.
ای شاه جسم و
جان ما خندان
کن دندان ما ۲۹.
ای از ورای
پرده ها تاب
تو تابستان ما ۳۰. ای
فصل باباران
ما برریز بر
یاران ما ۳۱.
بادا مبارک در
جهان سور و
عروسی های ما ۳۲.
دیدم سحر آن
شاه را بر
شاهراه هل اتی ۳۳.
می ده گزافه
ساقیا تا کم
شود خوف و رجا ۳۴.
ای عاشقان ای
عاشقان آمد گه
وصل و لقا ۳۵.
ای یار ما
دلدار ما ای
عالم اسرار ما ۳۶.
خواجه بیا خواجه
بیا خواجه
دگربار بیا ۳۷.
یار مرا غار
مرا عشق
جگرخوار مرا ۳۸.
رستم از این
نفس و هوا
زنده بلا مرده
بلا ۳۹.
آه که آن صدر
سرا می ندهد
بار مرا ۴۰. طوق جنون
سلسله شد باز
مکن سلسله را ۴۱.
شمع جهان دوش
نبد نور تو در
حلقه ما ۴۲.
کار تو داری
صنما قدر تو
باری صنما ۴۳.
کاهل و ناداشت
بدم کام
درآورد مرا ۴۴.
در دو جهان
لطیف و خوش
همچو امیر ما
کجا ۴۵.
با لب او چه
خوش بود گفت و
شنید و ماجرا ۴۶.
دی بنواخت یار
من بنده غم
رسیده را ۴۷.
ای که تو ماه
آسمان ماه کجا
و تو کجا ۴۸.
ماه درست را
ببین کو بشکست
خواب ما ۴۹.
با تو حیات و
زندگی بی تو
فنا و مردنا ۵۰.
ای بگرفته از
وفا گوشه کران
چرا چرا ۵۱.
گر تو ملولی
ای پدر جانب
یار من بیا ۵۲.
چون همه عشق
روی تست جمله
رضای نفس ما ۵۳.
عشق تو آورد
قدح پر ز
بلاها ۵۴.
از این
اقبالگاه خوش
مشو یک دم دلا
تنها ۵۵.
شب قدر است
جسم تو کز او
یابند دولت ها ۵۶.
عطارد مشتری
باید متاع
آسمانی را ۵۷.
مسلمانان
مسلمانان چه
باید گفت یاری
را ۵۸.
رسید آن شه
رسید آن شه
بیارایید
ایوان را ۵۹.
تو از خواری
همی نالی نمی
بینی عنایت ها ۶۰. ایا نور رخ
موسی مکن اعمی
صفورا را ۶۱.
هلا ای زهره
زهرا بکش آن
گوش زهرا را ۶۲.
بهار آمد بهار
آمد سلام آورد
مستان را ۶۳.
چه چیزست آنک
عکس او حلاوت
داد صورت را ۶۴.
تو دیدی هیچ
عاشق را که
سیری بود از
این سودا ۶۵.
ببین ذرات
روحانی که شد
تابان از این
صحرا ۶۶.
تو را ساقی
جان گوید برای
ننگ و نامی را ۶۷.
از آن مایی ای
مولا اگر
امروز اگر
فردا ۶۸.
چو شست عشق در
جانم شناسا
گشت شستش را ۶۹.
چه باشد گر
نگارینم
بگیرد دست من
فردا ۷۰.
برات آمد برات
آمد بنه شمع
براتی را ۷۱.
اگر نه عشق
شمس الدین بدی
در روز و شب ما
را ۷۲.
به خانه خانه
می آرد چو
بیذق شاه جان
ما را ۷۳.
آمد بت میخانه
تا خانه برد
ما را ۷۴.
گر زان که نه
ای طالب
جوینده شوی با
ما ۷۵.
ای خواجه نمی
بینی این روز
قیامت را ۷۶.
آخر بشنید آن
مه آه سحر ما
را ۷۷.
آب حیوان باید
مر روح فزایی
را ۷۸.
ساقی ز شراب
حق پر دار
شرابی را ۷۹.
ای خواجه نمی
بینی این روز
قیامت را ۸۰. امروز
گزافی ده آن
باده نابی را ۸۱.
ای ساقی جان
پر کن آن ساغر
پیشین را ۸۲.
معشوقه به
سامان شد تا
باد چنین بادا ۸۳.
ای یار
قمرسیما ای
مطرب شکرخا ۸۴.
چون گل همه تن
خندم نه از
راه دهان تنها ۸۵.
از بهر خدا
بنگر در روی
چو زر جانا ۸۶.
ای گشته ز تو
خندان بستان و
گل رعنا ۸۷.
جانا سر تو
یارا مگذار
چنین ما را ۸۸.
شاد آمدی ای
مه رو ای شادی
جان شاد آ ۸۹.
یک پند ز من
بشنو خواهی
نشوی رسوا ۹۰.
ای شاد که ما
هستیم اندر غم
تو جانا ۹۱.
در آب فکن
ساقی بط زاده
آبی را ۹۲.
زهی باغ زهی
باغ که بشکفت
ز بالا ۹۳.
میندیش
میندیش که
اندیشه گری ها ۹۴.
زهی عشق زهی
عشق که ما راست
خدایا ۹۵.
زهی عشق زهی
عشق که ما
راست خدایا ۹۶.
لب را تو به هر
بوسه و هر لوت
میالا ۹۷.
رفتم به سوی
مصر و خریدم
شکری را ۹۸.
ای از نظرت
مست شده اسم و
مسما ۹۹.
دلارام نهان
گشته ز غوغا ۱۰۰. بیا ای
جان نو داده
جهان را ۱۰۱.
بسوزانیم
سودا و جنون
را ۱۰۲.
سلیمانا بیار
انگشتری را ۱۰۳.
دل و جان را در
این حضرت
بپالا ۱۰۴.
خبر کن ای
ستاره یار ما
را ۱۰۵.
چو او باشد دل
دلسوز ما را ۱۰۶.
مرا حلوا هوس
کردست حلوا ۱۰۷.
امیر حسن
خندان کن چشم
را ۱۰۸.
به برج دل
رسیدی بیست
این جا ۱۰۹.
بکت عینی غداه
البین دمعا ۱۱۰.
تو بشکن چنگ
ما را ای معلا ۱۱۱.
برای تو فدا
کردیم جان ها ۱۱۲.
ز روی تست عید
آثار ما را ۱۱۳.
ای مطرب دل
برای یاری را ۱۱۴.
اندر دل ما
تویی نگارا ۱۱۵.
ای جان و قوام
جمله جان ها ۱۱۶.
ای سخت گرفته
جادوی را ۱۱۷.
از دور بدیده
شمس دین را ۱۱۸.
بنمود وفا از
این جا ۱۱۹.
برخیز و صبوح را
بیارا ۱۲۰. تا چند تو
پس روی به پیش
آ ۱۲۱.
چون خانه روی
ز خانه ما ۱۲۲.
دیدم رخ خوب
گلشنی را ۱۲۳.
دیدم شه خوب
خوش لقا را ۱۲۴.
ساقی تو شراب
لامکان را ۱۲۵.
گفتی که گزیده
ای تو بر ما ۱۲۶.
گستاخ مکن تو
ناکسان را ۱۲۷.
کو مطرب عشق
چست دانا ۱۲۸.
ما را سفری
فتاد بی ما ۱۲۹.
مشکن دل مرد
مشتری را ۱۳۰.
بیدار کنید
مستیان را ۱۳۱.
من چو موسی در
زمان آتش شوق
و لقا ۱۳۲.
در میان پرده
خون عشق را
گلزارها ۱۳۳.
غمزه عشقت
بدان آرد یکی
محتاج را ۱۳۴.
ساقیا در نوش
آور شیره
عنقود را ۱۳۵.
ساقیا گردان
کن آخر آن
شراب صاف را ۱۳۶.
پرده دیگر مزن
جز پرده دلدار
ما ۱۳۷.
با چنین شمشیر
دولت تو زبون
مانی چرا ۱۳۸.
سکه رخسار ما
جز زر مبادا
بی شما ۱۳۹.
رنج تن دور از
تو ای تو راحت
جان های ما ۱۴۰. درد ما را
در جهان درمان
مبادا بی شما ۱۴۱. جمله
یاران تو
سنگند و توی
مرجان چرا ۱۴۲.
دولتی همسایه
شد همسایگان
را الصلا ۱۴۳.
دوش من پیغام
کردم سوی تو
استاره را ۱۴۴.
عقل دریابد تو
را یا عشق یا
جان صفا ۱۴۵.
ای وصالت یک
زمان بوده
فراقت سال ها ۱۴۶.
در صفای باده
بنما ساقیا تو
رنگ ما ۱۴۷.
آخر از هجران
به وصلش
دررسیدستی
دلا ۱۴۸.
از پی شمس حق و
دین دیده
گریان ما ۱۴۹.
خدمت شمس حق و
دین یادگارت
ساقیا ۱۵۰.
درد شمس الدین
بود سرمایه
درمان ما ۱۵۱.
سر برون کن از
دریچه جان
ببین عشاق را ۱۵۲.
دوش آن جانان
ما افتان و
خیزان یک قبا ۱۵۳.
شمع دیدم گرد
او پروانه ها
چون جمع ها ۱۵۴.
دیده حاصل کن
دلا آنگه ببین
تبریز را ۱۵۵.
از فراق شمس
دین افتاده ام
در تنگنا ۱۵۶.
ای هوس های
دلم بیا بیا
بیا بیا ۱۵۷.
ای هوس های
دلم باری بیا
رویی نما ۱۵۸.
امتزاج روح ها
در وقت صلح و
جنگ ها ۱۵۹.
ای ز مقدارت
هزاران فخر بی
مقدار را ۱۶۰. مفروشید
کمان و زره و
تیغ زنان را ۱۶۱. چو
فرستاد عنایت
به زمین مشعله
ها را ۱۶۲.
تو مرا جان و
جهانی چه کنم
جان و جهان را ۱۶۳.
بروید ای
حریفان بکشید
یار ما را ۱۶۴.
چو مرا به سوی
زندان بکشید
تن ز بالا ۱۶۵.
اگر آن میی که
خوردی به سحر
نبود گیرا ۱۶۶.
چمنی که تا
قیامت گل او
به بار بادا ۱۶۷.
کی بپرسد جز
تو خسته و
رنجور تو را ۱۶۸.
ای بروییده به
ناخواست به
مانند گیا ۱۶۹.
رو ترش کن که
همه
روترشانند
این جا ۱۷۰.
تا به شب ای
عارف شیرین
نوا ۱۷۱.
چون نمایی آن
رخ گلرنگ را ۱۷۲.
در میان
عاشقان عاقل
مبا ۱۷۳.
از یکی آتش
برآوردم تو را ۱۷۴.
ز آتش شهوت
برآوردم تو را ۱۷۵.
از ورای سر دل
بین شیوه ها ۱۷۶.
روح زیتونیست
عاشق نار را ۱۷۷.
ای بگفته در
دلم اسرارها ۱۷۸.
می شدی غافل ز
اسرار قضا ۱۷۹.
گر تو عودی
سوی این مجمر
بیا ۱۸۰. ای تو آب
زندگانی
فاسقنا ۱۸۱. دل چو
دانه ما مثال
آسیا ۱۸۲.
در میان
عاشقان عاقل
مبا ۱۸۳.
ای دل رفته ز
جا بازمیا ۱۸۴.
من رسیدم به
لب جوی وفا ۱۸۵.
از بس که ریخت
جرعه بر خاک
ما ز بالا ۱۸۶.
ای میرآب بگشا
آن چشمه روان
را ۱۸۷.
از سینه پاک
کردم افکار
فلسفی را ۱۸۸.
بر چشمه ضمیرت
کرد آن پری
وثاقی ۱۸۹.
آمد بهار جان
ها ای شاخ تر
به رقص آ ۱۹۰.
با آن که می
رسانی آن باده
بقا را ۱۹۱.
بیدار کن طرب
را بر من بزن تو
خود را ۱۹۲.
بشکن سبو و
کوزه ای میرآب
جان ها ۱۹۳.
جانا قبول
گردان این جست
و جوی ما را ۱۹۴.
خواهم گرفتن
اکنون آن مایه
صور را ۱۹۵.
شهوت که با تو
رانند صدتو
کنند جان را ۱۹۶.
در جنبش
اندرآور زلف
عبرفشان را ۱۹۷.
ای بنده
بازگرد به
درگاه ما بیا ۱۹۸.
ای صوفیان عشق
بدرید خرقه ها ۱۹۹.
ای خان و مان
بمانده و از
شهر خود جدا ۲۰۰. نام شتر
به ترکی چه
بود بگو دوا ۲۰۱. شب رفت
و هم تمام نشد
ماجرای ما ۲۰۲.
هر روز بامداد
سلام علیکما ۲۰۳.
آمد بهار خرم
آمد نگار ما ۲۰۴.
سر بر گریبان
درست صوفی
اسرار را ۲۰۵.
چند گریزی ز
ما چند روی جا
به جا ۲۰۶.
ای همه خوبی
تو را پس تو
کرایی که را ۲۰۷.
ای که به
هنگام درد
راحت جانی مرا ۲۰۸.
از جهت ره زدن
راه درآرد مرا ۲۰۹.
ای در ما را
زده شمع سرایی
درآ ۲۱۰.
گر نه تهی
باشدی
بیشترین جوی
ها ۲۱۱.
باز بنفشه
رسید جانب
سوسن دوتا ۲۱۲.
اسیر شیشه کن
آن جنیان دانا
را ۲۱۳.
اگر تو عاشق
عشقی و عشق را
جویا ۲۱۴.
درخت اگر
متحرک بدی ز
جای به جا ۲۱۵.
من از کجا غم و
شادی این جهان
ز کجا ۲۱۶.
روم به حجره
خیاط عاشقان
فردا ۲۱۷.
چه نیکبخت کسی
که خدای خواند
تو را ۲۱۸.
ز بهر غیرت
آموخت آدم
اسما را ۲۱۹.
چو اندرآید
یارم چه خوش
بود به خدا ۲۲۰. ز بامداد
سعادت سه بوسه
داد مرا ۲۲۱. مرا تو
گوش گرفتی همی
کشی به کجا ۲۲۲.
رویم و خانه
بگیریم پهلوی
دریا ۲۲۳.
کجاست مطرب
جان تا ز نعره
های صلا ۲۲۴.
چه خیره می
نگری در رخ من
ای برنا ۲۲۵.
بپخته است خدا
بهر صوفیان
حلوا ۲۲۶.
برفت یار من و
یادگار ماند
مرا ۲۲۷.
به جان پاک تو
ای معدن سخا و
وفا ۲۲۸.
بیار آن که
قرین را سوی
قرین کشدا ۲۲۹.
شراب داد خدا
مر مرا تو را
سرکا ۲۳۰.
ز سوز شوق دل
من همی زند
عللا ۲۳۱.
سبکتری تو از
آن دم که می
رسد ز صبا ۲۳۲.
چو عشق را تو
ندانی بپرس از
شب ها ۲۳۳.
کجاست ساقی
جان تا به هم
زند ما را ۲۳۴.
ز جام ساقی
باقی چو خورده
ای تو دلا ۲۳۵.
مرا بدید و
نپرسید آن
نگار چرا ۲۳۶.
مبارکی که بود
در همه عروسی
ها ۲۳۷.
یار ما دلدار
ما عالم اسرار
ما ۲۳۸.
هله ای کیا
نفسی بیا ۲۳۹.
کرانی ندارد
بیابان ما ۲۴۰. تو جان و
جهانی کریما
مرا ۲۴۱. نرد کف
تو بردست مرا ۲۴۲.
خیک دل ما مشک
تن ما ۲۴۳.
بگشا در بیا
درآ که مبا
عیش بی شما ۲۴۴.
چه شدی گر تو
همچون من
شدییی عاشق ای
فتا ۲۴۵.
از برای صلاح
مجنون را ۲۴۶.
صد دهل می
زنند در دل ما ۲۴۷.
بانگ تسبیح
بشنو از بالا ۲۴۸.
گوش من منتظر
پیام تو را ۲۴۹.
دل بر ما شدست
دلبر ما ۲۵۰.
هین که منم بر
در در برگشا ۲۵۱.
پیشتر آ پیشتر
ای بوالوفا ۲۵۲.
نذر کند یار
که امشب تو را ۲۵۳.
چند نهان داری
آن خنده را ۲۵۴.
باده ده آن
یار قدح باره
را ۲۵۵.
خیز صبوحی کن
و درده صلا ۲۵۶.
داد دهی ساغر
و پیمانه را ۲۵۷.
لعل لبش داد
کنون مر مرا ۲۵۸.
گر بنخسبی شبی
ای مه لقا ۲۵۹.
پیش کش آن شاه
شکرخانه را ۲۶۰. چرخ فلک
با همه کار و
کیا ۲۶۱. هان ای
طبیب عاشقان
سوداییی دیدی
چو ما ۲۶۲.
فیما تری فیما
تری یا من یری
و لا یری ۲۶۳.
به شکرخنده
اگر می ببرد
جان مرا ۲۶۴.
لی حبیب حبه
یشوی الحشا ۲۶۵.
راح بفیها و
الروح فیها ۲۶۶.
هیج نومی و
نفی ریح علی
الغور هفا ۲۶۷.
قد اشرقت
الدنیا من نور
حمیانا ۲۶۸.
فدیتک یا ذا
الوحی آیاته
تتری ۲۶۹.
تعالوا بنا
نصفوا نخلی
التدللا ۲۷۰.
افدی قمرا لاح
علینا و تلالا ۲۷۱.
تعالوا کلنا
ذا الیوم سکری ۲۷۲.
حداء الحادی
صباحا بهواکم
فاتینا ۲۷۳.
طال ما بتنا
بلاکم یا
کرامی و شتنا ۲۷۴.
ایه یا اهل
الفرادیس
اقرا منشورنا ۲۷۵.
ابصرت روحی
ملیحا زلزلت
زلزالها ۲۷۶.
یا خفی الحسن
بین الناس یا
نور الدجی ۲۷۷.
سبق الجد
الینا نزل
الحب علینا ۲۷۸.
انا لا اقسم
الا برجال
صدقونا ۲۷۹.
مولانا
مولانا
اغنانا
اغنانا ۲۸۰. یا منیر الخد
یا روح البقا ۲۸۱. یا
ساقی المدامه
حی علی الصلا ۲۸۲.
یا من لواء
عشقک لا زال
عالیا ۲۸۳.
جاء الربیع
مفتخرا فی
جوارنا ۲۸۴.
اخی رایت
جمالا سبا
القلوب سبا ۲۸۵.
اتاک عید وصال
فلا تذق حزنا ۲۸۶.
یا من بنا قصر
الکمال مشیدا ۲۸۷.
ورد البشیر
مبشرا ببشاره ۲۸۸.
یا کالمینا یا
حاکمینا ۲۸۹.
یا مخجل البدر
اشرقنا بلالا ۲۹۰.
بی یار مهل ما
را بی یار
مخسب امشب ۲۹۱.
ای خواب به
جان تو زحمت
ببری امشب ۲۹۲.
زان شاهد
شکرلب زان
ساقی خوش مذهب ۲۹۳.
مهمان توام ای
جان زنهار
مخسب امشب ۲۹۴.
بریده شد از
این جوی جهان
آب ۲۹۵.
الا ای روی تو
صد ماه و
مهتاب ۲۹۶.
مخسب ای یار
مهمان دار
امشب ۲۹۷.
ای در غم تو به
سوز و یارب ۲۹۸.
آه از این
زشتان که مه
رو می نمایند
از نقاب ۲۹۹.
یا وصال یار
باید یا
حریفان را
شراب ۳۰۰. کو همه
لطف که در روی
تو دیدم همه
شب ۳۰۱. هله
صدر و بدر
عالم منشین
مخسب امشب ۳۰۲.
در هوایت بی
قرارم روز و
شب ۳۰۳.
مجلس خوش کن
از آن دو پاره
چوب ۳۰۴.
هیچ می دانی
چه می گوید
رباب ۳۰۵.
آواز داد اختر
بس روشنست
امشب ۳۰۶.
رغبت به
عاشقان کن ای
جان صدر غایب ۳۰۷.
کار همه محبان
همچون زرست
امشب ۳۰۸.
خوابم ببسته
ای بگشا ای
قمر نقاب ۳۰۹.
واجب کند چو
عشق مرا کرد
دل خراب ۳۱۰.
بازآمد آن مهی
که ندیدش فلک
به خواب ۳۱۱.
زشت کسی کو
نشد مسخره یار
خوب ۳۱۲.
به جان تو که
مرو از میان
کار مخسب ۳۱۳.
رباب مشرب
عشقست و مونس
اصحاب ۳۱۴.
تو را که عشق
نداری تو را
رواست بخسب ۳۱۵.
چشم ها وا نمی
شود از خواب ۳۱۶.
چونک درآییم
به غوغای شب ۳۱۷.
یار آمد به
صلح ای اصحاب ۳۱۸.
علونا سماء
الود من غیر
سلم ۳۱۹.
امسی و اصبح
بالجوی اتعذب ۳۲۰. ابشروا
یا قوم هذا
فتح باب ۳۲۱. آن
خواجه را از
نیم شب
بیماریی پیدا
شده ست ۳۲۲.
آمده ام که تا
به خود گوش
کشان کشانمت ۳۲۳.
آن نفسی که
باخودی یار چو
خار آیدت ۳۲۴.
درآ تا خرقه
قالب
دراندازم
همین ساعت ۳۲۵.
که دید ای
عاشقان شهری
که شهر
نیکبختانست ۳۲۶.
حالت ده و
حیرت ده ای
مبدع بی حالت ۳۲۷.
از دفتر عمر
ما یکتا ورقی
مانده ست ۳۲۸.
بادست مرا زان
سر اندر سر و
در سبلت ۳۲۹. بیایید بیا® |
